خیزش منجر به انقلاب مردم مسلمان ایران در سال 1356 و اوایل 1357 هر روز گسترده‌تر می‌شد. در این میان از نظر مردم ایران همسویی مورد انتظار از آیت‌الله شریعتمداری كه یكی از مراجع مهم تقلید بود با جریان انقلاب اسلامی دیده نمی‌شد. به گزارش ساواك ، در سطح جامعه شایعات زیادی در مورد نزدیكی آیت‌الله شریعتمداری با رژیم وجود داشت.(1) این نزدیكی ، ارتباط و خدمات متقابل آیت‌الله شریعتمداری با رژیم پهلوی به سال‌ها قبل یعنی سال 1326 و مسافرت محمدرضا پهلوی به تبریز و ملاقات و مذاكره آن دو برمی‌گردد. از سال 1326 تا سال 1357 میزان این ارتباطات و خدمات متقابل افزایش می‌یابد.(2) اما متقابلا میزان نفوذ وی در حوزه علمیه و سطح جامعه رو به كاهش می‌نهد.

رژیم پهلوی برای توقف و انحراف انقلاب اسلامی به همكاری نزدیك‌تر و گسترده‌تر آیت‌الله شریعتمداری نیاز داشت. وی در دیدار محرمانه مأموران عالی رتبه ساواك بعد از ابلاغ سلام و تحیت به محمدرضا پهلوی چنین گفت:
«یكی از پایگاه‌های مخالف با رژیم سلطنتی ایران ، نجف [امام خمینی (ره)] است كه من صد در صد با آن مخالفم، من برای حفظ مملكت ، دیانت و سلطنت فكر می‌كنم ، من برای حفظ تاج و تخت و رژیم، متكی به قانون اساسی شده‌ام و راه میانه را برگزیده‌ام تا ابتكار عمل به دست تندروها نیفتد. اگر مردم مرا در مسیر كاملا موافق [با رژیم] احساس كنند دیگر نمی‌توانم مانند سدی در مقابل تندروها عمل كنم، من باید ترتیبی دهم كه مرا قبول كنند و لذا برای جلب گروه‌ها و افكار عمومی در داخل و خارج كشور میاندار شدم ... من با اعتصابات ، بستن بازارها، ایجاد هیاهو و تظاهرات صد در صد مخالفم. من صریحا می‌گویم با خمینی و اعمال او مخالفم . خمینی مخالف شاه است در حالی كه من این طور نیستم. » (3)

در 20 اردیبهشت 1357 تظاهرات گسترده‌ای در شهر قم برگزار گردید. مأموران نظامی و انتظامی فرمانداری نظامی شهر به ضرب و شتم مردم پرداختند و در نتیجه تیراندازی تعدادی زخمی و شهید و به گزارش ساواك جمعا 130 نفر در تظاهرات مذكور دستگیر شدند.(4)

جمعی از طلاب تظاهركننده در میدان ارم كه با یورش مأموران رژیم مواجه شده بودند ناچار به طرف خانه آیت‌الله شریعتمداری كه در همان نزدیكی بود فرار كردند تا از تعقیب و تیراندازی محفوظ بمانند. اما مأموران آنها را تعقیب و طلابی كه در اتاق‌ها و زیرزمین خانه آیت‌الله شریعتمداری پناه گرفته بودند را مضروب ساختند؛ ضمنا برخی از طلاب را بیرون آورده و در اطاقی از بیرون خانه آیت‌الله جمع و تكلیف كردند كه بگویند «جاوید شاه» ! در این گیر و دار ، یكی از طلاب به نام ستار كشانی بر اثر اصابت گلوله كلت افسر ارتش زخمی شد و در راه انتقال به بیمارستان به شهادت رسید كه در سند سری ساواك مورخ 20/2/1357 به این امر اشاره شده است.(5)

آقای شاكری یكی از اصحاب آیت‌الله شریعتمداری كه ناظر هجوم بود جریان را چنین تعریف كرده است:
«جمعا 16 نفر مأمور مسلح به مسلسل و تفنگ و كلت وارد منزل شده و پناهندگان را مضروب ساخته و اقدام به تیراندازی كردند. 12 نفر ارتشی و 4 نفر پرسنل شهربانی قم بودند. ستار كشانی با تیر كلت یك افسر ارتشی هدف قرار گرفت و یك طلبه دیگر هم تیر خورد كه مأموران او را با خود بردند و معلوم نشد چگونه تیر خورد» (6)

امام خمینی (ره) به دنبال انتشار حادثه هجوم به خانه آیت‌الله شریعتمداری، در تلگرافی از نجف خطاب به وی چنین نوشتند: « هجوم اشرار و عمال اجانب به منزل جنابعالی و قتل نفوس محترمه در محضر شما موجب تأسف است. قطع ایادی اشرار و اجانب را خواستارم ».(7)

دولت رژیم پهلوی در توجیه هجوم مأموران به منزل آیت‌الله شریعتمداری در اطلاعیه‌ای چنین ادعا كرد:
«عده‌ای از آشوبگران در یكی از خیابان‌ها ی قم مأموران انتظامی را مورد حمله قرار می‌دهند و به هنگام تعقیب، آنان به خانه یكی از آیات عظام می‌گریزند. مأموران انتظامی كه از افراد محلی نبوده و حریم منزل ایشان را نمی‌شناختند در پی آشوبگران برای دستگیری آنها وارد منزل ایشان می‌شوند. آشوبگران همچنان به دادن شعارهای ضد ملی و مقابله با مأموران ادامه می‌دهند و در نتیجه دو نفر در این منزل مجروح می‌شوند كه یكی از آنان بعدا در می‌گذرد. دولت از این حادثه اظهار نهایت تأسف می‌كند». (8)

در روز 21/2/1357 آیت‌الله شریعتمداری در تماس تلفنی كه با یكی از وعاظ برقرار نمود اظهار داشت:
«دیروز عده‌ای به منزل من وارد و پس از تیراندازی یك نفر را كشته و قصد داشتند فرش‌های منزل را آتش‌ بزنند، مقداری در و پنجره را شكستند و یك فروند هلیكوپتر بالای منزلم گشت می‌زده».

ساواك بعد از گزارش سخنان تلفنی آیت‌الله شریعتمداری اضافه می‌نماید: «در تماس تلفنی كه چند نفر از آذربایجان برقرار نموده‌اند اظهار داشته‌اند این موضوع موجی ازناراحتی در آذربایجان ایجاد و احتمال دارد مردم قره‌چمن اغتشاش نمایند». (9)

با این همه ، آیت‌الله شریعتمداری در ساعت یازده شب 21/2/1357 به نمایندگان عالی رتبه ساواك مركز وقت ملاقات داد تا در منزل با او به گفت و گو بپردازند. جالب است كه مأموران ساواك حال آیت‌الله را خوب یافتند و اضافه كردند كه نسبت به دفعات قبل [منظور دیدارهای قبلی است] روحیه مساعدتری نسبت به دستگاه (رژیم پهلوی) داشته و در واكنش به حادثه روز گذشته، تمارض نموده است. (10)گزارش این گفت و گو به صورت بولتن ویژه‌ای تهیه شده است. لازم به ذكر است در سال 1357 كلیه بولتن‌های ویژه ساواك از استحضار محمدرضا پهلوی می‌گذشت و وی آنها را شخصا مطالعه می‌كرد. در بولتن ذكر شده چنین آمده است:
« آیت‌الله شریعتمداری پس از حوادث اخیر به خصوص بروز برخوردهایی در منزلش كه منجر به كشته شدن یكی از منشی‌های او شده [كشانی منشی آیت‌الله شریعتمداری نبود و چون در منزل وی به شهادت رسید، ساواك به اشتباه وی را منشی آیت‌الله شریعتمداری به حساب آورده است] شدیدا ناراحت است و درس و نماز (جماعت) خود را تعطیل و به اصطلاح در اندرون منزلش اقامت و به كلی از ملاقات با هر كسی اجتناب دارد. در ساعت 19 روز 21/2/37 [تاریخ به شاهنشاهی است كه مطابق با 1357 است]‌ پس از اخذ تماس با داماد مشارالیه و مذاكرات مفصل با او سرانجام اظهار نمود كه آیت‌الله برای ساعت 23 وقت ملاقات داده است.
در ساعت مقرر در قم با وی ملاقات به عمل آمده. در این دیدار ابتدا به طور خیلی مختصر سوء استفاده عناصر ضد ملی و ماركسیست از اوضاع پیش آمده تشریح و اضافه گردید كه ایادی خمینی در این میان به دامن زدن به آتش مشغول‌اند. آیت‌الله شریعتمداری مقدمتا به وقایع اخیر اشاره كرد و تأكید نمود كه اوضاع بد شده و سوء استفاده زیاد می‌شود؛ مسئله دین و دینداری به جای خود اما ملاحظه می‌شود كه دست‌هایی در كار است كه سعی دارد موجودیت مملكت را به خطر بیندازد، ما هم اگر اعلامیه‌ای داده‌ایم و حرفی زده‌ایم روشن است. ما هیچ گاه نسبت به مقام شامخ سلطنت نظر بدی نداشته‌ایم و عقیده داریم وجود شاهنشاه نقطه اتكاء موجودیت ایران است. ما اگر حرفی داشته‌ایم با دولت بوده و اگر انتقادی كرده‌ایم از برخی اقدامات دولت بوده است. اما تعلل و مسامحه در جلوگیری از آشوب جایز نیست. این دیگر قابل تحمل نیست كه كسانی بخواهند به رژیم مملكت و قانون اساسی دست‌اندازی كنند ... باید با اقدامات آشوبگرانه كه به زیان دین و مردم هست مقابله كرد.
در خاتمه این ملاقات كه با حضور احمد عباسی داماد آیت‌الله انجام شد مشارالیه از هجوم كماندوها به داخل منزل خود ابراز گله نمود و اضافه كرد برای چنین امر مهمی فرماندار قم را مأمور كرده‌اند ولی چون گفته نماینده اعلیحضرت همایون شاهنشاه است به او وقت داده‌ایم اما با دولت كاری نداریم و اگر نماینده دولت یا وزیر كشور (هم) باشد نخواهم پذیرفت.
در این هنگام از بروز حادثه مذكور ابراز تأسف شد و در حالی كه به نظر می‌رسید آیت‌الله شریعتمداری به طور كلی از این دیدار خشنود است و میل دارد به مناسبت‌هایی تكرار شود به ملاقات خاتمه داده شد. حال آیت‌الله شریعتمداری خوب و نسبت به دفعات قبل روحیه مساعدتری نسبت به دستگاه داشت و به نظر می‌رسد پس از حوادث اخیر تمارض نموده است
». (11)

انتشار خبر دیدار و گفت و گوی آیت‌الله شریعتمداری با مقام‌های امنیتی و دولتی بعد از تظاهرات گسترده و خونین 20 اردیبهشت در شهر قم و نیز هجوم مأموران به منزل وی ، موجی از تعجب و سؤال را در پی آورد. بازار شایعات بار دیگر داغ شد. در اسناد لانه جاسوسی آمریكا راجع به انتشار خبر دیدار آیت‌الله شریعتمداری با مقام‌های رژیم پهلوی و واكنش وی چنین آمده است:
«.... اسلامی‌نیا به هویدا تلفن كرد و او درز خبر را از طریق دولت ایران منكر شد. شریعتمداری مذاكره را انكار كرد و گفت كه نمی‌خواهد راجع به این موضوع با پیروانش صحبت كند تا بیشتر مقاصد را درك كند. تكذیب خبر ساده بود زیرا مذاكره با نماینده شخص شاه صورت گرفته بود نه دولت ایران. اسلامی‌نیا موضوع مذكرات را مذاكره درباره مذاكره توصیف كرد اما به وضوح احساس می‌كرد كه وضع میان دربار و گروه‌های مذهبی بهتر از دو سه هفته پیش است درز خبر مذاكره البته مشكلاتی چند برای شریعتمداری ایجاد كرده است. اسلامی‌نیا گفت طرفین امیدوار بودند كه موضوع به خاطر منافع طرفین ساكت نگه داشته شود». (12)

آیت‌الله شریعتمداری برای سرپوش گذاشتن روی مذاكرات محرمانه با نماینده شاه و ساكت كردن منتقدانش ، در ساعت 30/10 روز 31/2/1357 در میان 6000 نفر از مردم كه در مسجد اعظم قم اجتماع كرده بودند سخنرانی كرد. به گزارش ساواك وی ابتدا خواستار اجرای قانون اساسی در ایران شد و با اشاره به جریان هجوم مأموران به منزلش گفت:
«دولت ابتدا این حمله را به آشوبگران نسبت داد ولی بعد متوجه شد كسی آن را قبول نمی‌كند، لذا اعتراف كرد كه مأموران مرتكب این تجاوز شده‌اند».
وی سپس محاكمه و مجازات مأموران مورد بحث را خواستار شده و اضافه كرد:
«خبرنگاران خارجی از ما سوال كرده‌اند شما (شریعتمداری) كه این همه قدرت دارید چرا اقدامی در مقابل دولت به عمل نمی‌آورید؟ من پاسخ دادم كه در صورت عدم اجرای خواست‌های ما از طرف دولت ، امكان دارد اقدامات متقابل انجام دهیم. مراجع تقلید از اقدامات دولت واهمه‌ای ندارند و در راه اجرای مفاد قانون اساسی و موازین اسلامی پیش خواهند رفت». (13)
«محورهای اساسی سخنرانی آیت الله شریعتمداری ( بر طبق نوار موجود )چنین بود:... مأموران دولت ابتدا روز سه‌شنبه خانه آیت‌الله گلپایگانی را خراب كردند، در و پیكر شكستند (گریه شدید حضار) و صبح چهارشنبه كه من در بیرونی منزل نبودم(14) و جمعی از آقایان فضلا و طلاب كه مراجعاتی دارند به خانه آمده بودند و آن روز ، روز دوم وفات فاطمه زهرا (س) بود و عده‌ای هم برای استماع روضه آمده بودند. نه در خانه سنگربندی شده بود و نه تظاهراتی در آنجا بود. یك مرتبه مأمورین دولتی مسلسل به دست وارد شدند و با تیراندازی در حیاط در و شیشه و پنجره شكستند و یك طلبه جوان بیست و چند ساله (گریه شدید حضار) مضروب كردند، دوستان او را می‌شناسند كه كفایه می‌خواند و طلبه خوبی بود و آمده بود روضه فاطمه زهرا گوش كند. یك نفر دیگر را با قنداق تفنگ می‌زنند و بی‌حال می‌شود و در مریض‌خانه بعد از 12 ساعت او هم فوت می‌كند. من این هر دو را شهید می‌دانم. زوار و علمایی كه می‌امدند خانه‌ای تیر خورده و خراب شده می‌بینند، افكار عامه راجع به این هجوم قضاوت می‌كند و ایرانیان و خارجیان و حقوق‌دان‌های خارجی هم می‌بینند و می‌فهمند. دولت در مورد حادثه دو اعلامیه داد. در اعلامیه اول دولت تظاهرات محكوم شده و می‌گوید خانه مراجع هم از شر اینها (تظاهرات كنندگان) مصون نمانده یعنی این كار را مأموران دولت نكرده‌اند و مردم عادی خانه مراجع را تار و مار كرده‌اند و البته این دروغ عجیبی است.
در اعلامیه دوم دولت اعتراف كرده كه این مأموران بود ولی عده‌ای از تظاهركنندگان با مأموران زد و خورد كرده و به خانه فلانی رفته‌اند و مأموران هم آنها را تعقیب كرده خانه را نشناخته‌اند و این اتفاق افتاده است و دولت اظهار تأسف می‌كند، اما این هم دروغ است. هیچ تظاهركننده‌ای به منزل ما نیامده و 200 نفر كه آنجا بودند همه‌شان دیدند و شاهدند كه در خانه ما تظاهر نكرده‌اند و هیچ پلاكاردی در خانه ما نبود. دولت این طور دروغ می‌گوید تا مسئولیت مأمورین را تخفیف دهد. مقصودشان ارعاب و تهدید (ما) بوده است. اما بی‌خود این خیال را كرده‌اند. ما حرف می‌زنیم و اسلام و قرآن را می‌خواهیم. می‌گوییم كه به همان قوانین كه خودتان درست كرده‌اید عمل كنید. احكام اسلام و تشیع را تغییر ندهید. آثار اسلام را از بین نبرید واین وظیفه ما با تهدید از بین نمی‌رود و ساقط نمی‌شود . در تمام كشور در اعتراض به كشتارها و هجوم به بیوت مراجع اعتصاب كرده‌اند و ما به زحمت آنها را وادار كردیم كه بازارها را باز كنند. از روز دوم تلگراف‌های ارسالی از شهرستان‌ها را به ما ندادند. خانه مراجع احترام زیادی داشت و مردم در شداید به آنجا پناه می‌آوردند. اینها احترام سنتی خانه مراجع را پایمال كردند. اگر صاحب‌خانه [خودش را می‌گوید]‌ علاقه‌ای به حفظ آرامش و وظایف مملكتی نداشت این حادثه هجوم كافی برای (ایجاد) انقلاب در مملكت بود. اگر ما می‌خواستیم همه از ما در اینجا تكلیف می‌خواستند. اگر ما مردم را امر به آرامش نكنیم یك اوضاع دیگری پیدا می‌شود».

آیت‌الله شریعتمداری در قسمت دیگری از سخنانش به آمدن دو خبرنگار آمریكایی و انگلیسی جهت مصاحبه اشاره كرده می‌گوید:
«سوالی پرسیدند و ما آن را تكذیب كردیم اما بعد خبردار شدیم كه گزارش كرده‌اند دولت با آقایان مراجع مشغول گفت و گو و سازش هست. این را ما به كلی تكذیب می‌كنیم ،‌هیچ كس به نمایندگی از دولت نیامده با ما صحبت كند و اگر قرار بر صحبت باشد، كارهای ما (مراجع) مشورتی است و همه آقایان (مراجع) باید در آن مداخله داشته باشند و این مطلب به كلی دروغ است. اگر بعدها هم خبرگزاری‌ها یا روزنامه‌ها چیزی را گفتند و نوشتند دلیل صحت نیست. تا از خود آقایان (مراجع) نپرسیده‌اند هیچ نگران نباشید، آقایان خارج از وظیفه كاری نمی‌كنند و این كار شخصی نیست بلكه مربوط به ملت اسلام و احكام اسلام و احكام قرآن است و این راه مصالحه ندارد. (شرط) مصالحه این است كه همه (نظرات مراجع) را قبول كنند».

جریان دیدار مأموران عالی رتبه دولتی با آیت‌اله شریعتمداری چنان منتشر شده بود كه وی مجبور شد در پایان درس روز بعد یعنی اول خرداد 1357 نیز با جمله‌های مشابه آن را بار دیگر تكذیب كند. نوار این سخنرانی نیز خوشبختانه موجود است.

آیت‌الله شریعتمداری در بخش دیگری از سخنان 31 اردیبهشت چنین گفت:
«یكی از خبرنگاران از ما پرسید كه در شهرستان‌ها و خصوصا در آذربایجان دیده‌ایم كه مردم نسبت به شما یك آمادگی دارند و شما یك قدرت فوق‌العاده‌ای دارید، شما با این قدرت چه (می‌خواهید) بكنید؟ ما گفتیم بحمدالله اگر قدرتی باشد قدرتی است كه خدا داده قدرت مذهب و دین است ما هم نوكر و خادم مذهبیم، لذا مردم نسبت به ما حسن ظن و اعتماد دارند. ما نمی‌خواهیم از این قدرت سوء استفاده كنیم. ما ابتدا می‌خواهیم با طرق مسالمت‌آمیز مطالب و خواسته‌های ما را (دولت) قبول كند. اگر خدای نخواسته یك روز احتیاج شد باید به آن قدرت تمسك بشود. این قدرت را كه یك نفر خارجی احساس كرده چرا دولت احساس و لمس نمی‌كند؟ اگر دولت عاقل بود مصالح را مراعات می‌كرد. می‌خواستند از طرف دولت به منزل ما برای عذرخواهی بیایند كه من قبول نكردم. با ریختن به خانه مراجع، مراجع نمی‌ترسند. ما نتوانستیم برای دو طلبه كشته شده مجلس فاتحه بگیریم. حتی جنازه یكی از اینها را با اصرار از دست مأموران گرفتیم. نگذاشتند آنها را تشییع كرده نماز بخوانیم».

سخنرانی آیت‌آلله شریعتمداری با دعای «اللهم عظم البلا» توأم با گریه او و حضار خاتمه می‌یابد. چنان كه ملاحظه شد آیت‌الله شریعتمداری با تأكید هر گونه ملاقات و گفت و گوی مأموران عالی رتبه دولت با خود را تكذیب كرده است، اما اسناد ساواك خلاف گفته او را نشان می دهند!

با انتشار خبر هجوم به منزل آیت‌الله شریعتمداری و كشته شدن یك (یا دو) نفر در آن هجوم، خبرنگاران خارجی مقیم ایران در صدد بر آمدند از منزل وی و محل قتل گزارش تهیه و مخابره كنند. این امر با توجه به هدف خاتمه دادن به شایعات همكاری آیت‌الله شریعتمداری با رژیم پهلوی و نیز افزایش نفوذ مردمی او در جهت مهندسی نقشه‌های توقف و یا انحراف انقلاب اسلامی از خط نابودی رژیم و جلوگیری از استقرار حكومتی اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) مورد استقبال قرار گرفت. شایان ذكر است در گزارش‌های تنظیمی ساواك و شهربانی هیچ موردی از ممانعت و جلوگیری از دیدار خبرنگاران خارجی با آیت‌الله شریعتمداری و حتی تهیه گزارش از محل قتل شهید كشانی دیده نمی‌شود. در تاریخ 4/3/1357 شهربانی قم گزارش نمود كه سه خبرنگار فرانسوی با دستگاه فیلم‌برداری به منزل آیت‌الله شریعتمداری رفته واز وضع داخل منزل فیلم‌برداری كردند. (15)

طبق گزارش دیگری از شهربانی قم به تاریخ 31/3/57 :
«آیت‌الله شریعتمداری اجازه نداد محل كشته شدن طلبه‌ای كه در منزل او كشته شده را تمیز كنند. علاوه بر آن عمامه‌ای نیز در محل قتل قرار داده بودند . عده‌ای از روحانیون اعلامیه‌هایی را به دیوارهای منزل الصاق نموده و افرادی كه به منزل مراجعه می‌‌كردند با دیدن محل قتل [محل زخمی شدن شهید كشانی كه به خون او آغشته شده بود، در قبل گفته شد كه او به شدت زخمی شده و در راه بیمارستان به شهادت رسید]‌تحت تأثیر قرار می‌گرفتند». (16)

عاقبت به دستور آیت‌الله شریعتمداری در روز 7/4/1357 یعنی 49 روز بعد از هجوم به منزل وی، آثار هجوم و خون را تمیز نمودند.(17) البته در این مدت نه چندان كوتاه با مراجعه مكرر اقشار مردم و خبرنگاران داخلی و خارجی و نیز سخنرانی‌های روحانیون و طرفداران آیت‌الله شریعتمداری در محكومیت هجوم (18) وی به هدفی كه از تبلیغات ذكر شده داشت رسید، ساواك در اظهار نظری دقیق راجع به بهره‌برداری آیت‌الله شریعتمداری از حادثه هجوم به منزلش چنین گزارش كرده است:
«شریعتمدری با بهره‌برداری كامل از وقایع اخیر قم و تبریز خواسته است شایعاتی را كه در مورد نزدیكی وی با دستگاه وجود دارد خنثی نماید و در بین مردم جلب قلوب نموده باشد ولی آنچه مسلم است مخالفین تا وقتی گرد او جمع خواهند شد كه او با دولت مخالفت نماید». (19)

اكنون باید پرسید آیا هجوم مأموران رژیم پهلوی به منزل آیت‌الله شریعتمداری واقعا حادثه بود یا طرحی از پیش تنظیم شده با هدفی مشخص؟ با یادآوری جملات وی خطاب به مأموران عالی‌رتبه ساواك كه گفت: «اگر مردم مرا در مسیر كاملا موافق با رژیم احساس كنند دیگر نمی‌توانم مانند سدی در مقابل تندروها [انقلابیون] عمل كنم و من باید ترتیبی دهم كه (مردم) مرا قبول كنند و جلب افكار عمومی در داخل و خارج كشور بنمایم». و نیز با عنایت به اینكه ساواك در مواردی كه نفوذ مردمی آیت‌الله شریعتمداری كاهش می یافت با ایجاد حوادث و جریان‌هایی سعی می‌كرد نفوذ او در میان مردم را تقویت نماید.(20) به ذكر اعتراف‌های نزدیكان محمدرضا پهلوی و مقام‌های نظامی دست‌اندركار هجوم می‌پردازیم تا ماهیت و چرایی آن آشكار گردد.

خانم فریده دیبا مادر زن محمدرضا پهلوی (مادر فرح) در خاطرات خود بعد از ذكر ملاقات‌ها و مذاكرات محرمانه آیت‌الله شریعتمداری با محمدرضا پهلوی و انتشار اخبار ان كه شایعات همكاری وی با رژیم را قوت می‌بخشید می‌نویسد:
«در طرحی كه ساواك با همكاری مهندس حسن شریعتمداری(21) فرزند آیت‌الله شریعتمداری به مورد اجرا در آورد نیروهای حكومت نظامی به خانه آیت‌الله در قم حمله كرده و تعدادی را در حیاط منزل مصدوم كردند تا به شایعات همكاری آیت‌الله با رژیم خاتمه داده شود. بعدها شریعتمداری به فرمانده نیروهای حكومت نظامی قم گفته بود: من گفتم بزنید اما نه این قدر محكم! مشروح ماجرا را كه سپهبد مقدم رییس ساواك به اطلاع محمدرضا رسانید باعث خنده شدید شاه شد و چند بار كه بعدها شاه گفته آیت‌الله را به خاطر می‌آورد از ته دل به آن می‌خندید». (22)

آیت‌الله خلخالی كه بعد از پیروزی انقلاب ، تیمسار خسروداد فرماندار نظامی تهران و فرمانده هوا نیروز (از آمران اصلی قتل عام مردم تهران، اصفهان ، قم و شیراز ) و نیز سرلشكر شفاعت مأمور حمله به بیرونی منزل آیت‌الله شریعتمداری (البته به فرمان خسروداد) را محاكمه و محكوم به اعدام نمود در خاطراتش چنین می‌نویسد:
«هنگام محاكمه خسروداد وی گفت: «در حمله به خانه شریعتمداری در قم، ما مستقیما و سرخود اقدام نكردیم بلكه با آقای شریعتمداری تماس گرفتیم و ایشان گفتند كه شما مجاز می‌باشید طلاب علوم دین را از خانه ما و اطراف آن اخراج و متفرق كنید؛ در واقع ایشان به ما چراغ سبزنشان دادند، من هم به سرلشكر شفاعت گفتم برود و آن كانون را متلاشی كند ولی همه دستورات از بالا بود ... سرلشكر شفاعت هم ضمن اعتراف‌های خود گفت: «حمله ما به بیرونی منزل آقای شریعتمداری به دستور خسروداد و بنا به خواست خود آقای شریعتمداری صورت گرفته و خود ایشان گفته بود كه بیایید و طلاب را از منزل من بیرون كنید!» طلاب بیچاره به خیال اینكه آقای شریعتمداری حامی آنهاست بی‌خبر از همه جا در مقابل این هجوم ایستادگی كردند و در نتیجه دو نفر از آنها به شهادت رسیدند. همین آقا از شهادت این دو نفر سوء استفاده كرده و سر و صدا به راه انداخت.» (23)

با موارد ذكر شده ، دیگر جایی برای طرح این نظر وجود نخواهد داشت كه «مأموران رژیم برای زهر چشم گرفتن از آیت‌الله شریعتمداری به منزل هجوم بردند». زیرا اولا آیت‌الله شریعتمداری اقدامی علیه منافع و مصالح رژیم پهلوی به عمل نیاورده بود تا نیاز به زهر چشم گرفتن از او باشد و ثانیا بر اساس اعتراف نزدیكان محمدرضا پهلوی، این حمله نقشه مشترك رژیم و آیت‌الله بود تا وجهه مردمی او را كه سخت ‌آسیب دیده بود مرمت و وی را از اتهام ارتباط و نزدیكی با رژیم تطهیر سازد و در نتیجه سخنان و موضع‌گیری‌هایش جهت توقف و یا حداقل كاستن از سرعت آن مقبولیت مردمی بیابد. تنها می‌توان گفت كشته شدن یكی از طلاب در خانه آیت‌الله جزء طرح نبود و خشونت مأموران از میزان سفارش شده اندكی فراتر رفته یا حادثه‌ای روی داده است.

لازم به یادآوری است بر اساس گزارش روزنامه اطلاعات، در روز پنج‌شنبه 16 فروردین 1358 افسر فرمانده هجوم به منزل آیت‌الله شریعتمداری به نام سرهنگ ستاد اسدالله مسبوق (رییس ستاد چترباز پادگان باغشاه تهران) توسط پاسداران گروه ضربت امام دستگیر شد. وی علاوه بر فرماندهی عملیات مذكور ، در كشتار مردم قم طی تظاهرات سال 1357 نیز شركت داشت. (24)































یادداشت‌ها:
1- مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك ، تهران ، كتاب سوم، 1377 ، ص 219
2- در این مورد ر.ك: اصغر حیدری؛ آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواك ، فصل دوم و سوم . تألیف و مراحل اصلاح این كتاب تمام شده و امید است توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی به زودی منتشر شود.
3- آیت‌الله شریعتمداری به روایت اسناد ساواك، فصل چهارم: تلاش آیت‌الله شریعتمداری برای حفظ سلامت پهلوی زمانی صورت می‌گرفت كه مردم مسلمان ایران به قیام خونین خود علیه آن رژیم ادامه می‌دادند و رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) در مورد نظام سلطنتی مرقوم می‌فرمود: «اساس اسلام با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر كس سیره رسول خدا را در وضع حكومت ملاحظه كند می‌فهمد كه اسلام آمده است این كاخ‌های ظلم شاهنشاهی را خراب كند. شاهنشاهی از كثیف‌ترین و ننگین‌ترین نمونه ارتجاع است» ؛ جهت دیدن دست خط امام (ره) ر.ك: سید حمید روحانی؛ نهضت امام خمینی ، تهران ، واحد فرهنگی بیناد شهید ، 1364، ج 2، ص 994.
همچنین مرحوم امام به خوبی از هدف نهایی كسانی كه خواستار حفظ قانون اساسی رژیم پهلوی بودند آگاه بود چنانچه در دستخط فروردین 1357 چنین نوشته‌اند :
«مسئله قانون اساسی كه اكنون زبانزد جناح سیاسی است و گاهی در كلمات غیر آنها هم دیده می‌شود با این كلمه صحه به رژیم پهلوی گذاشته می‌شود و من بعید نمی‌دانم كه بعضی اشخاص و جناحها به نفع شاه این مطلب را عنوان كنند.»
4- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك، كتاب پنجم ، 1378، صص 347-344.
5- همان ، صص 345-344.
6- علی دوانی: نهضت روحانیون ایران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 7، ص 143.
7- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: صحیفه نور ، تهران ، چاپ دوم ، ج 1، ص 505 .
8- روزنامه رستاخیز ، 20/2/2537 (1357) ، شماره 912 ، ص 11 .
9- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك ، كتاب پنجم ، ص 348.
10- همان ، ص 427.
11- همان صص 427-425.
12- دانشجویان مسلمان پیروز خط امام : اسناد لانه جاسوسی آمریكا، تهران، 1365، ج 25 ، ص 52.
13- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك ، كتاب پنجم ، ص 519.
14- جا دارد بپرسیم آیت‌الله شریعتمداری كه در بیرونی منزل نبود و حتما در اندرونی به سر می‌برد (وی در سخنرانی هم هیچ اشاره‌ای به اینكه در خارج از منزل بود نمی‌كند) چرا جهت جلوگیری از ضرب و شتم منتهی به قتل توسط مأموران اقدامی نكرد و به بیرونی منزل نیامد؟!
15- سند پیوست شماره 1
16- سند پیوست شماره 2.
17- سند پیوست شماره 3 و 4.
18- ر.ك: انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك، كتاب پنجم ، صص 475-436.
19- همان ، كتاب سوم ، ص 219
20- سند پیوست شماره 5.
21- وی بعد از شكست فتنه حزب خلق مسلمان (در این مورد دفتر پژوهش‌های مؤسسه كیهان كتابی در دو جلد به قلم نگارنده به زودی منتشر خواهد كرد) به خارج كشور گریخت و اكنون گاه گاهی با رادیو‌های اسراییل ، بی.بی.سی و صدای آمریكا مصاحبه می‌كند .
22- فریده دیبا : دختر فرح، تهران ، به آفرین ، 1378 ، ص 373.
23- صادق خلخالی : خاطرات آیت‌آلله خلخالی ،تهران ، سایه 1382 ؛، صص 368، 426
24- روزنامه اطلاعات ، 16 فروردین 1358 ، ص 8